دل من از این هوا بارونی تره
این وبلاگ برای من فقط یه دفتر خاطرات نیست.برام حکم یه خونه ای رو داره که توش می تونم بشینم با دوست هایی که همه چی زندگی من رو می دونند حرف بزنم ،درد دل کنم و بخندم.این جا برای من قداست داره.
از وقتی تصمیم گرفتم که ننویسم خیلی اذیت شدم.برای خودم یه شرط گذاشتم شاید که بتونم از پس یه سری کارها بر بیام.آخه یه لیست نوشتم که باید انجامشون بدم شرط نوشتن این جا اتمام کارهای اون لیسته.
هر اتفاقی که می افته پیش خودم میگم یادم باشه تو وبلاگم بنویسمش اما بعد یاد قولی که به خودم افتادم می افتم و غم عالم می شینه تو دلم.
محبت دوستان خوبم انقدر زیاده که شرمنده میشم.دوستانی که با کامنت های خودشون چه خصوصی و چه عادی خجالتم دادند.حتی دوست هایی که از دوست های دیگه حالم رو می پرسند.تمام این ها و اون بیست یا سی تا بازدید کننده هر روزم باعث میشه که مشتاق تر بشم برای قورت دادن قورباغه بزرگم.
از همه تون ممنونم.
پ.ن: قرار نیست دوباره بنویسم.فقط خواستم خبری از حال و روزم داده باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11:51 توسط آ.ی.د.ا
|