بعد از مدت ها دارم درس می خونم همزمان به آواز نادر گلچین هم گوش می دهم.دلم گرفته انگار غم همه عالم رو ریختند تو دلم.یاد مامان می افتم که همیشه میگه وقتی دلت می گیره آهنگ شاد بزار تا حالت بهتر بشه و یادم میفته که همیشه با این حرف مامان مخالف بودم.
اما این دفعه می گردم و چند تا آهنگ شاد پیدا می کنم و می ذارم اما حالم که خوب نمیشه هیچ از عصبانیت می خوام کله خواننده اش رو بکنم که آخه تو چرا انقده خوشی؟کی گفته همه چی آرومه؟!!هان؟!!
مطمئنم که آهنگ های شاد می تونند دل خیلی ها رو شاد کنند اما حال من رو نه.فایده نداره .فرضیه مامان برای من جواب نمیده.
می خوام فولدر آهنگ های شاد رو ببندم که چشمم می خوره به یه آهنگ ترکی.پلی می کنمش .یه ذره که میگذره نمی تونم بشینم بلند می شم و شروع می کنم به لزگی رقصیدن.آهنگ تموم میشه اما من تازه سرحال اومدم دوباره می ذارمش و می رقصم.بعدش یه آهنگ کردی می ذارم و سعی می کنم یادم بیاد که بعد سه قدم اول پای چپ رو بر می داریم یا پای راست رو.یادم نمیاد.بی خیال میشم.با هر حسی که آهنگ بهم میده می رقصم.حالم بهتر میشه.شروع می کنم به دانلود آهنگ بابا کرم و بندری آغاسی،با اون ها هم که می رقصم.
اصلا یادم نرفته که فردا قراره چه روز سختی رو بگذرونم که چقدر نگرانم که چقدر مشکل دارم که انگار پام به زمین بند نیست و وسط زمین و آسمون دارم وول می خورم.هیچ کدومشون یادم نرفته .
حتی یادم نرفته که چه قولی تواین وبلاگ به خودم و شماها دادم.این که نه تنها قورباغه ام روقورت ندادم بلکه کنار قورباغه ام یه چند تایی هم مامورلوک و سوسمار و تمساح صف کشیدن که قورتشون بدم اما انگار این رقص باعث شده حالم بهتر بشه و به قول مامان "سروتونین" تو بدنم ترشح بشه.
واسه همین صفحه بلاگفا رو باز می کنم یه خورده بازی درمیاره که یادم می ندازه برای شروع باید تو روحش یه چیزی نثار کنم،تا طلسمش باز شه و شروع می کنم به نوشتن.
پ.ن: لازمه بگم چقدر ممنون محبت شما هستم که توی این مدت ازم سراغ می گرفتید؟واقعا ممنونم و متاسف که نمی تونم نشون بدم چقدر به خاطرش احساس خوبی دارم.