امروز قرار ئه خانوم صابخونه مون تشریف بیارن تا درباره میزان اجاره صحبت های جدی بزنیم. دقیقن عین فرمایش خودشون ئه.
آخه جون به جونش کنند حاضر نیست تصمیمش رو از پای تلفن به ما بگه، حتمن باید قدم رنجه کنند این جا و درباره مشکلات مالی شون حرف بزنند و بگن که چقدر فرهنگ مردم الهیه پایین ئه و خونه سازی اون جا سخته و خونه شهرک غرب شون اصلن به راحتی خونه سابق شون که همین خونه ایی که ما توش زندگی می کنیم نیست و چقدر سفر به پغی و ال ای سخت شده و پول بلیط و قیمت یورو سر به فلک کشیده و ایشون خیلی صابخونه با انصافی هستند که به ما اجازه زندگی می دن و حالا هم دیگه نمی دونند از شدت انصاف چه جوری میزان بالا بردن اجاره رو به ما بگن.
اون وقت یه رقمی رو میگن که برق از سر من و آقای خونه می پره و خودشون با مظلومیت و ناز و ادا بگن این دیگه خیلی خوبه! همه بنگاهی ها تا شنیدن گفتن که نه! خانوم! این چه کاری ئه! خونه رو بدین دست ما تا یه شب ئه سه برابر این قیمت اجاره بدمیش. و اونم گفته نه! من دلم نمیاد اینا دوتا جوون اند!
بعد هم به ما بگه اگه موافق نیستیم یه فامیل داره که می خواد بیاد این جا، حالا بهترئه فکرامون و بکنیم و گرنه مجبور میشه در کمال تاسف به ما مهلت بده که یه خونه دیگه پیدا کنیم و بالاخره اون فامیلشون میاد این جا!
اگر چه که شوهرش میگه عزیزم چرا این جا رو اجاره بدیم؟ ممکنه خراب بشه می خوای همین جوری نگهش داریم به خاطر خاطرات خوبی که از این خونه داری! اما خب دل خانومه نمیاد که فامیلشون بدون خونه بمونه و اون عادت داره به همه لطف کنه.
پس چی؟! همین پول اجاره ما رو سه ماه یه بار_ چون ماهی یه بار دیگه خیلی کمه_ تبدیل می کنه به یورو و می فرسته برای دخترش تو پغی. البته دخترش به این پول نیاز خاصی نداره چون خونه قصر مانند دوست قدیمی شون که خانوم با نفوذ سیاسی قدیمی و خیلی ثروتمند ئه زندگی می کنه_ این جور که از خانومه میگه من و آقای خونه شک بردیم نکنه شهبانوی سابق ایران باشه_ و چون خرج غذا و مسکن نداره کل این پول میشه فقط خرج نوار بهداشتی و شارژ کارت متروش!
موندم شاید این دخترئه طفلک مشکل رحم داشته باشه و گرنه چه جور خرج یه هفته حالا نه بگو ده روز نوار بهداشتی تو ماه حتی تو پغی انقد بالا باشه البته مثبت تر هم فکر کردم گفتم شاید عادت داره به جای دستمال کاغذی ازشون استفاده کنه شاید هم گداها تو پغی نوار بهداشتی رو جای پول قبول می کنند.
درباره شارژ مترو هم فکر کردم لابد دخترئه هر دفعه که می خواد خط عوض کنه نمی دونه می تونه با همون پولی که قبلن داده سوار خط بعدی بشه و هی طفلی پول اضافی میده. شایدم نه، دوست داره تو هر ایستگاه بیاد بیرون و از پله های مترو بره بالا و خورشید رو نگاه کنه بعد دوباره بره پایین و کارت بزنه و سوار مترو بشه.
در هر صورت چیزی که خانوم صابخونه مون خیلی دوست داره ما رو دربارش مطمئن کنه این که اصلن به این پول نیاز نداره و فقط به خاطر این که بنگاهی های محل که همه عاشقشن _ چون اون عادت داره با همه صمیمی و مهربون باشه_ دلخور نشن، میزان اجاره ما رو بالا ببره، حالا این وسط یه پولی هم دست دخترش می رسه واسه خرج ناقابل نوار بهداشتی و شارژ کارت مترو، در جریان هستید دیگه.
حالا شما دوستان بی زحمت برای ما دعا کنید و انرژی مثبت بفرستید تا این عصر جمعه کذایی به خیر بگذره.