تصور کنید:

دوستت بهت بگه لازانیا پختم میای خونه ام، بعد تو نتونی بری.

دوست دیگه ات دوبار برنامه سینما رفتنش رو عوض کنه تا باهات بره سینما و تو نتونی.

دوست دیگه ای اومده باشه ایران و اولین نفر هم به تو زنگ زده باشه اما تو هنوز ندیده باشیش.

دوستی چند بار بهت زنگ بزنه و تو هر دفعه بگی: ببخشید بعدا بهت زنگ می زنم.

بدقولی های مداومت در حق دوست دیگر از دستت در رفته باشه.

بیشتر از چند ماه هم از دیدن بعضی از دوست هات می گذره: + + +

تازه اینا چند نمونه از کل باشند. اون وقت چه حالی دارید؟