در حال حاضر آقای خونه نباید و البته نمی تونه که خم بشه و برای همین به غیر از این که تموم کارها با من ئه توی لباس پوشیدن همسرم محترم هم باید کمک کنم. مخصوصن قسمت جوراب و کفش.

چند شب پیش که خواهرک اینا خونه ما بودند. شوهر خواهرک ایمپلنت کرده بود و خواهرک کلی نازش رو می خرید. موقعی که خواستیم از خونه بریم بیرون من طبق معمول خم شدم تا نیم بوت های آقای خونه رو پاش کنم و متوجه شدم خواهرک و شوهر خواهرک زل زدن به ما.

آقای خونه با افتخار روش رو کرد به طرف باجناقش و گفت: الان دلت می خواست به جای عمل لثه، عمل من رو انجام داده بودی نه؟!