من: آقای خونه خیلی بدجنسی، از یه ماه پیش بهت گفتم دوست دارم برام شکلات های بابانوئلی بخری و نخریدی حالا هم کریسمس تموم شد هم سال نو!

آقای خونه: عزیزم می خوام بهت یه رازی رو بگم...بابانوئل وجود نداره!

شوهر خواهرک: واقعن؟! من تا حالا فکر می کردم تو بابانوئلی!