احتمالن تو زندگی قبلیم خروس بودم
دیروز مرغی رو که برای ناهار گذاشته بودم سوخت، بعد تخم مرغ توی دستم شکست، فکر می کردم برای سومین اتفاق قراره یه بلایی سر خروس بیارم اما به جایش بعد مدت ها جلوی خانواده زدم زیر گریه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 8:42 توسط آ.ی.د.ا
|