سرما خورده ام، یعنی فکر می کنم باید اسمش همین باشد هر چند علائم جدیدی دارم، سقف، وسایل خونه و هر چه در دیدم است، دور سرم می چرخد. اگر به چرخ و فلک بازی علاقه داشتم لابد کیف می داد اما حیف که بازی مورد علاقه ام تاب بازی ئه.

برای این که غصه نخورم که چرا موقع مریضی کسی از من مراقبت نمی کند، آقای خونه و دو خواهرم هم مریض شدند تا جای گله و شکایتی نباشد.

در هر صورت زندگی در جریانه و من گیج تر از همیشه ساعت هایم را سپری می کنم.