به نظرتون خیلی زشته توی این سن به خاطر 20 نگرفتن استرس بگیرم؟ اولین نمره این ترمم 20 شد اما بعدی شد 19 بعدیش 18/5 و  بعدتریش 18 و اگه یه ذره به تصاعد هندسی و انصاف استاد نگاه کنیم بعدیش نمره جالبی نخواهد بود.

یه مدت که درسی رو می خوندم که دوستش نداشتم فقط به پاس کردن و مشروط نشدن فکر می کردم اما بعد که اومدم این رشته اولین ترم که همه نمره هام شد 19 و 20 ذوق کردم. یاد دوران طلایی دبستان و راهنمایی  افتادم و رگ کمال طلبیم و رقابت فرزانگانی بودنم زد بالا. سعی کردم بهتر درس بخونم نتیجه هم داد البته با معدل 19 فارغ التحصیل نشدم اما با شاگرد اولی رفتم فوق لیسانس. راستش می خواستم این نمره 20 گرفتن و استرسش رو بذارم کنار.

اما توی فوف لیسانس همه رتبه تک رقمی و خر خون بودند بدجور اما استادها منو رو به اسم می شناسند چون 4 سال شاگردشون بودم و هی ازم تعریف می کنند و خوب افتادم تو رودربایستی البته ترم پیش معدلم 19 شد چون درسته که درس می خونم اما پاچه خوری نمی کنم و این همکلاسی های من استادند تو روابط خصوصی_ نه به معنای غیر اخلاقی_ به معنای لیمو شیرین استادها بودند و خلاصه اونا نمره کامل می گرفتند و من نه. استادهای اون ترم هم کلن متدشون این بود.

به قول آقای خونه بعد یه عمر فهمیدی بقیه همکلاسی هاتتو تموم عمر چه حسی راجع به تو داشتند!

اما به خدا من با اونا فرق دارم. نه چاپلوسی می کنم نه هر کوفت و زهرمار با این که حتی خونه استادهام میرم و باهاشون کار می کنم اما همیشه حد رو نگه داشتم. کلن از جو فوق خوشم نمیاد. دلم می خواد زودتر تموم شه. همه اش زیرآب زنی و اعصاب خوردیه.

حالا این ترم می دونم خوب درس نخوندم و همه کارها رو گذاشتم شب امتحان. اما از دیدن نمره هام هی حالم داره بد میشه. باورم نمیشه و دارم خجالت می کشم. کلی حالم بده و  استرس دارم. چون استادهای این ترمم خوب بودند و همون هایی بودند که از من کلی انتظار داشتند و حالا حس می کنم گند زدم به این حسشون.

می دونم شما هم مثل خواهرک و آقای خونه به هم می خندید، به آقای خونه گفتم برم تو وبلاگم با دوست هام درددل کنم. گفت برو بنویس کلی فحش آبدار تحویل می گیری.


پ.ن: پستی که صبح نوشتم در مورد این نبود. این جریان مثل نون از تنور دراومده داغه.