پرنده من
این کتاب سال 81 چاپ شده و شاید خیلی هاتون خوندیدش اما خب اگه یکی نفر هم نخونده باشه می ارزه که معرفیش کنم.کلا نوشته های فریبا وفی رو دوست دارم.به نظرم قلم فوق العاده ای داره.
پرنده من یکی از بهترین کتاب هایی که خوندم از این نظر که حس زنانه رو بهت منتقل می کنه.معلومه که نویسنده اش زور نزده که قصه بگه.روایتی از زندگی یک زن معمولی که خودش راویه و تمام احساسات و تفکراتش رو به ما می گه.جالبه تا آخر داستان هم ما متوجه اسم راوی نمی شویم انگار مهم نیست که اسمش چیه و اسمش می تونه اسم هریک از زن های این سرزمین باشه.نمی خوام زیاد بنویسم چون داستانش این جوری لو میره و براتون بی مزه میشه.
یه جاهایی از متن کتاب رو که خیلی دوست دارم و می دونم با نوشتنش قصه لو نمی ره رو براتون می نویسم:
«از خنكي كولر لذت نمي برم؛ چون امير مجبور است زير باران وتوي گرما كار كند. بعد از ناهار چرت نمي زنم ؛ چون امير فرصت اين كار را ندارد .با دوستانم رفت و آمد نمي كنم ؛ چون امير نمي تواند»ص48
«می خواهم بایستم و نگاه کنم به خودم و به زندگی ام.از دور مثل یک غریبه و از نزدیک مثل یک عاشق»ص75
«امیر خبر ندارد که روزی صد بار به او خیانت می کنم؛وقتی زیر شلواری اش به همان حالتی که درآورده وسط اتاق است.وقتی توی جمع آنقدر سرش گرم است که متوجه من نیست.وقتی سیر شده و یادش می افتد منتظر ما نمانده است.وقتی مرا علت ناکامی هایش به حساب می آورد.وقتی زن دیگری را به رخ من می کشد.وقتی که می تواند از هر چیز به تنهایی لذت ببرد.وقتی که تنهایم می گذارد به او خیانت می کنم.»ص41 و 42
راستش اگه به خودم بود کل کتاب رو براتون می نوشتم انقدر که دوستش دارم.اگه خوندیدنش که هیچی اما اگه نخوندینش پیشنهاد می کنم حتما بخوندیدش .