به خدا
من غلط کردم، به شدت غلط کردم، زیادی غلط کردم. من نمی خوام درس بخونم. اصلن نمی خوام تدریس کنم. اصلن این رویای احمقانه بچگانه بود. همین طوری هم اومدم فوق لیسانس. گفتن معدلت خوبه بیا منم اومدم. فکر کردم زرنگی کردم. دکترا چیه؟ کشک چیه؟
من می خوام بشینم خونه و بنویسم. این که مدرک نمی خواد؟ می خواد؟
پس چرا اینا نمی ذارن من ترک تحصیل کنم؟
گفتم نمی خوام هیت علمی بشم؟ گفتم. پس چرا نمی ذارن؟ فوق لیسانس به چه دردم می خوره؟
نه! نه! دوست عزیز دلداری نده، اگه از دست میاد لطفن دعا کن، انرژی بفرست.
می دونی نوشتن نود صفحه در عرض دوازده ساعت که ارزش خوندن و حفظ آبروت رو داشته باشه، یعنی چی؟
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:51 توسط آ.ی.د.ا
|