لالایی های زمان من
لالالالا گل پونه
بابات رفته دم خونه
بابات امشب نمي آيد
گرفتن بردنش شايد
بخواب آروم چراغ من
گل شب بوي باغ من
بابات رفته شب از خونه
که خورشيدو بجنبونه
لالالالا گل انجير
بابات داره به پاش زنجير
به پاش زنجير صد خروار
چشاش خواب و دلش بيدار
بخواب آروم گل خورشيد
بابات حال تو رو پرسيد
بهش گفتم که شيري تو
پي او رو مي گيري تو
لالا لالا گل اميد
باباتو برده اند تبعيد
دلي مانند کوه داره
بچه اش صدها عمو داره
بخواب فردا سحر مي شه
شب از عالم به در مي شه
خراب مي شه در زندون
بابات خونه مياد خندون
لالالالا گل آهن
باباتو دشمنا کشتن
نشون دشمنا اونه
دساشون غرق در خونه
بخواب آروم توي بستر
مث آتيش تو خاکستر
که فردا شعله ور مي شي
تو خون خواه پدر مي شي
روز بعد نوشت: هرکاری می کنم این لینک دونی گودریم درست نمیشه.کد جدید هم گرفتم نشد.امروز نمی رسم اما فردا می شینم پاش و اگه درست نشد لیست پیوندهای عادی درست می کنم.یه وقت فکر نکنید اسمتون این جا نیست یعنی من بی وفام و از این جور چیزا!!!
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 13:56 توسط آ.ی.د.ا
|