ببینم این مشکل منه یا بقیه تون هم با فصل بهار خمار و منگ می شید؟از حساسیت ها و سوزش چشم هاش که بگذریم همش خواب آلو ام.صبح ها که بیدار میشم انگار یه چیزی من رو می چسبونه به تخت.با این که عادت به ظهر خوابیدن ندارم ظهرها همش خسته ام به جاش شب ها حالم خوب میشه.

اما مشکل اینه که زندگی درسی ،نوشتنی و مطالعه ای من با غروب آفتاب تموم میشه.یعنی کلا هنگ می کنم البته با وجود سرو صدای آقای خونه(خوبه بچه ندارم) تلفن های زیاد و شام درست کردن و شاید مهمون داشتن وقتی هم برام نمی مونه تا میشه ساعت یک به بعد و من می خوابم و روز از نو روزی از نو!

کسی راه حلی سراغ داره؟