نوجوان که بودم از این استرسی ها بودم که مدام پاهاشون رو تکون میدن، سال ها گذشت و من با کلی تلاش و رفتن به کلاس های کنترل خشم و استرس و مشاوره تونستم آروم تر بشم، دیگه پاهام رو تکون نمی دادم و تازه وقتی می دیدم کسی پاهاش رو تکون میده یا تیک عصبی دیگه ای داره، بهش اطیمنان می دادم که اگه بره دنبال رفع اضطراب حتمن این علائم هم تموم میشن.

دیروز بعد از خبر زلزله پشت میزم بودم که صدایی عجیبی اومد. تعجب کردم گشتم دنبال منبع صدا و دیدم ناخودآگاه دارم تند تند پام رو تکون می دم و پام هی خوره به پایه صندلی و صدا میده. از دردش نفهیدم از صداش فهمیدم و از اون موقع تا حالا نتونستم متوقفش کنم نه با relax tea نه با کلردیازپوکساید نه با ریکی.