آقای خونه در رو باز می کنه با دیدن من که دارم به استقبالش می رم و صد البته موهایم را هم کوتاه کردم

میگه:جلو نیا غریبه!من زن خودمم رو می خوام!

من:ها!

آقای خونه:اصلا بهت نمیاد چقدر گفتم موهات رو موتاه نکن.

خب انتظار نداشته باشید من همون جا وایستم بروبر نگاش کنم.رفتم تو اتاق سر درسم.

 

نیم ساعت بعد:

آقای خونه  به قصد معذرت خواهی وارد اتاق شده و میگه: ببین عزیزم باهات شوخی کردم.

من:(سکوت)

آقای خونه:آخه قیافه ات برام عجیب بود.

من:ما وقتی باهم دوست شدیم موهام همین قدری بود.چیش عجیب بود برات؟

آقای خونه:اون موقع که قیافه ات کلن داغون بود!!!!!!!!!!!!!!!!