یک عاشقانه فرهنگی یا چقدر از زبان خوندن بدم میاد
من بعد از سر کله زدن با لغتنامه بریتانیکا به آقای خونه:عزیزم یه خواهشی ازت دارم.
آقای خونه :بگو عزیزم.
من:بعد از تموم شدن پایان نامه ام گوشم رو بگیر ببر کلاس زبان اسمم رو بنویس.باشه؟
آقای خونه:حتما.
من:اگه نیمدم به زور بزن پس کله ام ببر.باشه؟
آقای خونه:خیالت تخت.
من:حتی اگه تهدیدت کردم که نمیام و اگه به زور ببریم کلاس زبان، ازت طلاق می گیرم هم گوش نده.باشه؟
آقای خونه:!!!
پ.ن:دوستان عزیزم خیلی نگرانم نباشید.آقای خونه همیشه خروپف نمی کنند.وقتی تو روز خیلی خسته میشن،تو شب این جوری خستگی در می کنند!!
+ نوشته شده در جمعه هفدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 17:7 توسط آ.ی.د.ا