آیدا در این دو روز چه کرد؟
دیروز که قضیه حمام کذایی رو گفتم و رفتم حالم خوب نبود هم کثیف بودم هم سردم بود.چیلر رو زیاد کردم و بعد چند دقیقه دیدم خبری نیست.تازه یادم اومد تا وقتی آب نباشه چیلر هم کار نمی کنه که.هرچی هم به سریدارمون زنگ می زدم بر نمیداشت.حتما رفته بوده موتورخونه.در خانه هم فقط نصفه بطری آب معدنی موجود بود و نمیشد کارم رو با اون تموم کنم.خلاصه به هر سختی بود من چندشی لباس پوشیدم اونم نه یکی دونا.کلی.شده بودم عین اسکیموها.روسری هم سرم کرده بودم.هیچ گشت ارشادی نتونسته بود باعث بشه من این جوری روسری سر کنم که البته سر کردم.
خلاصه سرتون رو درد نیارم. بعد از 5 ساعت آب اومد اما چیلر ها کار نمی کردن.خلاصه من که تا نصفه شب هم داشتم می لرزیدم(الان درست شدن).دیروز دوباره حالم بد شد درس نخوندم .نمی تونستم بخونم.بعد دوباره تهوع و...اما مجبور شدم خودم خودم رو جمع کنم. هی می گفتم آیدا اگه این دفعه بیفتی کسی نیست کمکت کنه ها.امتحان هات چی؟بلندشو.خلاصه پا شدم غذا درست کردم.اما بوش هم حالم رو بد می کرد.(حامله نیستم!!)آقای خونه ده شب اومد.غذا خورد من نتونستم.خوابیدم که این روز بد تموم بشه اما نشد.نصف شب با یه دندون دردی بیدار شدم.که حد نداره.دوتا ژلوفن رو با هم خوردم اثر نکرد تا صبح زل زدم به سقف.آقای خونه رو بیدار نکردم.بیدارش می کردم که چی بشه؟!یه بار قبلا نصفه شب رقتیم دندون پزشکی شبانه روزی.دکتره دندونم رو اشتنباهی پر کرد منم داغ بودم نفهمیدم.بعدشم هم دیگه هیچی هم پولمون رفت هم دندونمون.
خلاصه صبح بلند شدم.و تصمیم گرفتم خود درمانی بکنم.می دونستم قدیم ها میخک رو برای تسکین درد دندون به کار می برن.منم رفتم سراغ کابینت ادویه ها وپودر میخک رو ریختم رو دندونم.باور نمی کنی 5 دقیقه نشده خوب شدم اما...
اما منگ بودم.نمی دونستم چرا.هی چپر چلاغ میشدم.می افتادم.سرم گیج می رفت.آقای خونه دادش دراومد که میخک یه جور مخدر هم هست.تو مگه چقدر خوردی؟من رو می گی؟موندم ای خدا.نشئه نشده بودیم که شدیم.بعدش بع جای این که آب رو قرقره کنم و پودرها رو از دهنم بریزم بیرون.یه لیوان آب سر کشیدم و هرچی هم از این مخدر در دهان ما باقی مونده بود رفت پایین.
آقای خونه کار داشت و رفت.حالا من موندم که چیکار کنم.خواستم بیام رو نت از خانم توت فرنگی بپرسم که باید چیکار کنم.دیدم هر چی دکمه کامپیوتر رو فشار می دم روشن نمیشه.دقت کردم دیدم نه اونجا که فشار میدم اصلا دکمه ای نیست.بی خیال شدم.اصلن حواسم جمع نبود.زنگ زدم بابا.البته قبلش به چند نفری که شماره شون نزدیک شماره بابا بود اشتباهی زنگ زدم!!!
بابا داندانپزشک نیست اما یه تحقیق راجع به دندون داشت منم گفتم ببینم چی میگه.خلاصه بابام ترسید.بابای خونسرد من بترسه؟بعد تازه دوازریم افتاد که من قرص اعصاب می خورم و مشکل تداخل این هاست.بابا پرسید چقدر خوردی منم گفتم.5 دقیقه بعد زنگ زد گفت با این مقدار چیزیت نمیشه اما از خونه بیرون نرو.دست به کبریت نزن.دم گاز نرو.خلاصه دختر خوبی باش.تا دوساعت دیگه اثرش از بین میره.
حالا تو این وضعیت قبض برق اومده من هی دارم صفرهاش رو می شمرم.هنوزم نفهمیدم بالاخره مبلغش چقدره!!!منم دختر خوبی بودم.فقط احتمالا الان اونایی که شمارشون نزدیک شماره بابا و آقای خونه اس خیلی از دستم کلافه شدن.چون نمی دونم چرا هی من اونا رو اشتباهی می گیرم.راستش یه جوری انگار رو فضا بودم.(خوب من تا حالا نه مشروب خوردم نه مخدر کشیدم این خیلی تجربه عجیبی بود)الان داره اثرش از بین میره.اما خب درد دوباره داره شروع میشه.منم نه دندون پزشک میرم نه جای دیگه(نه پولش رو دارم نه حوصله شو نه هیچی دیگه).یه جورایی منگم.سرم هم درد می کنه.طپش قلب هم دارم.خلاصه امیدوارم چرت وپرت ننوشته باشم!!این بود انشای امروز ما در مورد این که در این دو روز چه کردیم.