همراه شو عزیز
با تمام این اتفاق هایی که می افته و افتاده سخته که ازشون بگذری و ننویسی حتی اگه به ضررت باشه.
این که فردا بازم قراره مردم بیان تو خیابون ها نگرانم می کنه.این نحوه مبارزه نگرانم می کنه.این که جلو جلو همه رو آماده کنی که ما داریم میایم و خب اونا هم زودتر از همه با باتوم و چماق و اسلحه بیان و بزننت و ببرنت از نظر من راهش نیست.من خودم تو راهپیمایی رفتم،شعار دادم ،نعره زدم با دیدن چماق به دست ها فحش دادم.نمی گم نکردم یا از اصل با این قضیه مشکل دارم اما احساس می کنم باید یه راه عاقلانه تری هم باشه.یه راهی که بتونیم جمع بشیم و بهم خبر بدیم اما یه جوری که یکم مخفیانه تر باشه.که تا اونا به خودشون بیان ماها جمع شده باشیم نه این که اونها نذارند ما اصلا به اونجا برسیم.حالا میشه از طربق انجمن اسلامی های دانشگاه ها باشه که به اعضاشون بگن اون اعضا هم به کسانی بگند که بهشون اطمینان دارند .بالاخره دور و بر ما یه ده نفر هستند که بدونیم از خودمونند.اونا هم به ده نفر دیگه بگند.و همین طوری تا بشه با خیال راحت تر تجمع کنیم.نمی گم این جوری لو نمیریم اما خب احتمال این که دیر خبردار بشند و دیر برسند هست و این برای ما یه فرصته.
اما موضوع دیگه که خیلی مهمتره اینه که اصلا ما چی می خوایم؟مشکل یه نفر یا دونفر که سرکار هستند نیست که اگه اونا برند ما آزاد می شیم.این اشتباهیه که سی سال پیش پدر و مادرهامون کردند و الان ما یقه شون رو گرفتیم و می گیم چرا؟پس نباید کاری کنیم که پس فردا بچه هامون ما رو بازخواست کنند.الان همه با هم میریم و شعار میدیم اما آیا خواست همه مون یکیه؟یه عده میگن اصل نظام باید حفظ بشه و کشور باید اسلامی باشه و فقط باید به همین قانون اساسی درست عمل کرد.یه عده میگن نه باید جمهوری واقهی باشه اگه هر کسی رای آورد بیاد سر کار چه مسلمون دو آتیشه باشه چه کمونیست یا نه معتقد به هر چیزی اما با رای اکثریت انتخاب بشه.یه عده دیگه میگن اصلا خانواده شاه برگردند.و کلی از این عقاید وجود داره که خودشون مسئله مهمی ایند که باید درموردشون حرف زد.نه این که بگیم حالا اینا برند بعد یه فکری می کنیم.نه اتفاقا حرف اصلی اینه که واسه چی باید مبارزه کنیم؟با کی باید بجنگیم؟
سی سال پیش آقای خم.ینی گفتند که قصدشون رهبری نیست و میرن قم اما نرفتند و رهبری کردند.سی سال پیش ایشون از طریق کیا.نوری فرمودند با چپ ها کاری ندارند که داشتند.گفتند جمهوری باید باشه که نبود و ما یه دهه شصت خونین داشتیم.حالا هم وضع همینه.مو.سو.ی باید جوابگوی همون دهه شصت باشه و کر.و.بی هم فساد مالیشو توضیح بده.اونا جرقه رو زدند اما رهبر ما نیستند یا لااقل رهبر من نیستند.اگه هر کدوم از این آقایون رای می آورد تو مراسم تنفیذ دست رهبر رو ماچ می کرد و آب از آب تکون نمی خورد.
من دیگه رای ام رو نمی خوام.می خوام خون ند.ا و سهر.ا.ب و صا.نع و بقیه جوان هامون هدر نره و خون هایی دیگه ایی به زمین نریزه.الان حرف من اینه که آیابه فکرکردیم که چیکار داریم می کنیم و چی می خواهیم تا بعدا سرمون رو پایین نندازیم و بگیم اشتباه کردیم.کاری که گن.ج.ی و عبد.ی و حجا.ری.ان و... کردند.
به نظرتون الان وقت این نیست که به این چیزها فکر کنیم؟